تبلیغات
فرق و ادیان شافعی حنفی شیعه مالكی دواعش American dollars against Shia - قانون محلل در اسلام از توابع قانون طلاق
یکشنبه 1392/07/21

قانون محلل در اسلام از توابع قانون طلاق

• نوشته شده توسط: به لطف مولی هدایت شدم

قانون محلل در اسلام از توابع قانون طلاق است . نوعی مجازات عاطفی است‏ . تدبیری است از مجرای احساسات برای جلوگیری از تکرار طلاق ، آمارها و تجربه‏ها نشان می‏دهد که این قانون اثر فوق العاده در جلوگیری از طلاق داشته‏ است . طلاق از نظر اسلام " حلال مبغوض است " پیغمبر اسلام در روایتی که شیعه‏ و سنی بالاتفاق روایت کرده‏اند فرمود : " مبغوضترین حلالها در نزد خداوند طلاق است " و هم آن حضرت‏ فرمود : " ازدواج کنید و طلاق ندهید که عرش الهی از طلاق می‏لرزد " . طلاق ، حلال مبغوض است یعنی چه ؟ یعنی در عین اینکه در حد یک حرام‏ منفور و مبغوض است اسلام مانع اجباری در جلو آن قرار نمی‏دهد و این خود از یک فلسفه کلی در نظام خانوادگی ریشه می‏گیرد که مورد توجه اسلام است . از نظر اسلام علقه زوجین یک علقه طبیعی است و مکانیسم خاص دارد . علاقه‏ زوجین به یکدیگر با اینکه طرفینی است باین شکل است که از جانب مرد آغاز می‏شود و علاقه زن بمرد از نوع پاسخگوئی است . به همین جهت مقام زن‏ در محیط خانوادگی مقام یک محبوب و مراد است . اسلام تدابیری از مجرای عواطف بکار می‏برد که نظام خانوادگی بر همین‏ پایه محفوظ بماند یعنی شعله عشق و علاقه مرد همیشه روشن بوده و زن نیز پاسخ گوی آن باشد .


آنچه از نظر اسلام مبغوض و منفور است این است که این‏ شعله خاموش گردد و کانون خانوادگی بسردی گراید ، اما اگر احیانا باین‏ صورت در آمد و زن در قلب مرد سقوط کرد دیگر نباید زن را بزور بمرد چسبانید . زنی که بزور قانون بمرد تحمیل شده باشد حالت امام جماعتی را دارد که اهل محل باو ارادتی نمیورزند و او بازور پاسبان میخواهد خود را مقتدای مردم کند . اسلام هر کوشش اجباری را برای بقاء زن در چنان محیطی‏ لغو و بیهوده و بر خلاف اساس روابط خانوادگی میداند ، اساس روابط خانوادگی بر حاکمیت متقابل زن و مرد است ، یعنی حاکمیت زن بر مرد از لحاظ عاطفی و احساسی ، و حاکمیت مرد بر زن از لحاظ فکری و رهبری و مدیریت در محیط خانواده . اینست که طلاق‏ از نظر اسلام در عین این که سخت مبغوض و منفور است حلال است ، یعنی‏ آنجا که تدابیر مختلف برای ابقاء علقه زوجین مفید نیفتاده چاره‏ای نیست‏ جز طلاق .


یکی از تدابیر اسلام برای جلوگیری از طلاق که از طریق عاطفه بکار برده و در حقیقت نوعی مجازات است قانون محلل است . اگر مردی زن خود را طلاق‏ داده و بعد در عده رجوع کرد و یا بعد از انقضاء عده با او ازدواج‏ کرد آنگاه بار دیگر او را طلاق داد و باز در عده رجوع کرد و یا بعد از انقضاء عده با او ازدواج کرد سپس برای نوبت سوم طلاق را تکرار کرد دیگر حق ندارد برای بار چهارم با آن زن ازدواج کند مگر آنکه آن زن با مرد دیگری ازدواج کرده باشد و آن ازدواج بطور طبیعی منجر بطلاق و یا فوت زوج‏ شده باشد . آن ازدواج دیگر قطعا باید دائم باشد نه موقت ، و هم باید عادی و طبیعی باشد یعنی نمی‏توانند از اول بشرط طلاق ازدواج کنند ، و هم‏ باید زن با شوهر جدید عملا هم بستر شده باشد . در سوره مبارکه بقره آیه 229 میفرماید : " طلاق فقط دو بار است ، سپس‏ یا به شایستگی نگهداشتن و یا به نیکی رها کردن " .

 

قرآن بعد توضیحی در باره مهر می‏دهد که مرد حق ندارد از مهر چیزی پس‏ بگیرد . مگر بعنوان خلع ، آنگاه می‏گوید " اگر نوبت سوم آن زن را طلاق‏ داد دیگر آن زن بر آن مرد حلال نمی‏شود تا آن زن با مرد دیگری ازدواج کند ، اگر آن مرد دیگر آن زن را طلاق داد مانعی نیست که زن و مرد اول بار دیگر ازدواج کنند بشرط آنکه گمان ببرند حدود خدا را بپا می دارند و به شرایط عمل‏ می‏کنند اینها است مقررات و حدود الهی برای مردمی که میدانند " . پس معلوم شد با گفتن مرد به شخصی که برو زن مرا سه طلاقه کن امکان‏ اینکه زن سه طلاقه شود نیست ، باید جریان به نحوی که گفته شد طی شود و الا نه زن سه طلاقه می‏شود و نه نیازی به محلل پیدا می‏شود نیاز به محلل آنگاه‏ پیدا می‏شود که طلاق سه بار تکرار شود و در فاصله طلاقها رجوع یا ازدواج‏ مجدد صورت گیرد . پس از طلاق سوم این مجازات برقرار می‏شود . از امام هشتم در باره فلسفه این حکم پرسش شد که به چه علت اگر مردی‏ سه بار زن خویش را طلاق داد دیگر آن زن بر او حرام است مگر آنکه مرد دیگری با آن زن ازدواج کند و طلاق دهد یا بمیرد ، امام فرمود برای اینکه‏ آن مرد سه بار در کاری وارد شد که مورد کراهت خداوندی است ، خداوند به این سبب این مجازات را مقرر کرد که مردم طلاق‏ را سبک نشمارند و زنان را آزار نرسانند .


یعنی بدانند مانند جامه‏ای‏ نیست که مرد هر ساعتی خواست آن را بپوشد و هر ساعتی خواست آن را بکند. همه تدابیر را چه به صورت تشویق و چه به صورت‏ مجازات از طریق همان عواطف باید به کار برد . قانون محلل چنین تدبیری‏ است . قانون محلل در جلوگیری از طلاق تأثیر بسزائی داشته و همواره به شکل یک‏ تهدید دردناک جلو چشم مردان بوده است . مردانی که یک در صد احتمال‏ می‏داده‏اند که به سراغ زن اول خود خواهند رفت از مبادرت به طلاق سوم‏ خودداری کرده‏اند و به همین دلیل است که بسیار کم اتفاق افتاده است که‏ چنین نیازی پیدا شود و کار به محلل بکشد . هر کدام از ما ، در طول عمر خود یا اصلا طلاقی را که نیاز به محلل پیدا کرده باشد سراغ ندارد و یا اگر سراغ داشته باشد حتما از یک واقعه و دو واقعه تجاوز نمی‏کند . کدام مجازات است که اینقدر قدرت جلوگیری‏ داشته باشد . در اسلام " مطلاقیت " و " ذواقیت " یعنی‏ اینکه کسی مکرر زن بگیرد و طلاق دهد و باز زنان دیگر و بخواهد زنان متعدد را بچشد و تجربه کند سخت نهی شده است و عملی مبغوض خداوند معرفی شده‏ است و همچنین محلل واقع شدن پیغمبر اکرم در روایتی که شیعه و سنی نقل‏ کرده‏اند هر مردی را که کار طلاق را به آنجا می‏رساند که نیاز به محلل پیدا شود لعنت فرمود هم خود محلل را و البته مورد لعن موردی نیست که ازدواج‏ و طلاق محلل به صورت طبیعی و عادی صورت گرفته باشد مقصود جائی است که‏ شخص به منظور یک لذت موقت ازدواج کند .


خداوند در آیه 230بقره می فرماید: «فَإِنْ طَلَّقَها فَلا تَحِلُّ لَهُ مِنْ بَعْدُ حَتَّى تَنْكِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ فَإِنْ طَلَّقَها فَلا جُناحَ عَلَیْهِما أَنْ یَتَراجَعا إِنْ ظَنَّا أَنْ یُقِیما حُدُودَ اللَّهِ وَ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ یُبَیِّنُها لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ (بقره ،230): اگر (بعد از دو طلاق و رجوع، بار دیگر) او را طلاق داد، از آن به بعد، زن بر او حلال نخواهد بود، مگر اینكه همسر دیگرى انتخاب كند (و با او آمیزش جنسى نماید. در این صورت،) اگر (همسر دوم) او را طلاق گفت، گناهى ندارد كه بازگشت كنند، (و با همسر اول، دوباره ازدواج نماید،) در صورتى كه امید داشته باشند كه حدود الهى را محترم مى‏شمرند. اینها حدود الهى است كه (خدا) آن را براى گروهى كه آگاهند، بیان مى‏نماید.در حدیثى آمده است كه: زنى خدمت پیامبر اكرم (ص) رسید و عرض كرد: من همسر پسر عمویم" رفاعه" بودم او سه بار مرا طلاق داد، پس از او با مردى به نام عبد الرحمن بن زبیر ازدواج كردم، اتفاقا او هم مرا طلاق داد بى آنكه در این مدت آمیزش جنسى بین من و او انجام گیرد، آیا مى‏توانم به شوهر اولم بازگردم؟حضرت فرمود: نه، تنها در صورتى مى‏توانى كه با همسر دوم آمیزش جنسى كرده باشى، در این هنگام آیه فوق نازل شد. « مجمع البیان، جلد 1 و 2 صفحه 330 ».


در آیات قبل این سوره سخن از دو طلاق به میان آمده بود كه بعد از طلاق دوم، دو همسریا باید راه الفت و صلح را پیش گیرند و یا از هم جدا شوند.این آیه در حقیقت حكم تبصره‏اى دارد كه به حكم سابق ملحق مى‏شود مى‏فرماید:" اگربعد از دو طلاق و رجوع، بار دیگر او را طلاق داد، زن بر او بعد از آن حلال نخواهد شد مگر اینكه همسر دیگرى انتخاب كند، و با او آمیزش جنسى نماید در این صورت اگر همسر دوم او را طلاق داد، گناهى ندارد كه آن دو بازگشت كنند، و آن زن با همسر اولش بار دیگر ازدواج نماید مشروط بر اینكه امید داشته باشند كه حدود الهى را محترم مى‏شمرند.از روایاتى كه از پیشوایان بزرگ اسلام رسیده استفاده مى‏شود كه اولا: ازدواج با شخص دوم باید دائمى باشد و به دنبال اجراى عقد، عمل زناشویى نیز انجام گیرد، این دو شرط را از خود آیه نیز ممكن است اجمالا استفاده كرد، اما اینكه عقد دائمى باشد به خاطر اینكه جمله« فَإِنْ طَلَّقَها» گواه به آن است، زیرا طلاق تنها در عقد دائم تصور مى‏شود، و اما انجام عمل زناشویى را مى‏توان از جمله«حَتَّى تَنْكِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ» استفاده كرد، زیرا به گفته بعضى از ادباى عرب، هنگامى كه گفته شود نكح فلان فلانة به معنى عقد بستن است، و اما هر گاه گفته شود نكح زوجته به معنى انجام آمیزش جنسى است (زیرا فرض سخن در جایى است كه او زوجه باشد، بنا براین به كار بردن نكاح در مورد زوجه چیزى جز آمیزش جنسى نمى‏تواند باشد) « تفسیر كبیر، جلد 6 صفحه 104»علاوه بر این، مطلق منصرف به فرد غالب مى‏شود و غالبا عقد ازدواج با آمیزش همراه است، و از همه اینها گذشته این حكم فلسفه‏اى دارد كه تنها با اجراى صیغه عقد، حاصل نمى‏شود. 

محلل یك عامل باز دارنده در برابر طلاق‏ 

معمول فقها این است كه همسر دوم را در این گونه موارد محلل مى‏نامند چون باعث حلال شدن زن (البته بعد از طلاق و عده) با همسر اول مى‏شود و به نظر مى‏رسد كه منظور شارع مقدس این بوده است كه با این حكم جلو طلاقهاى پى در پى را بگیرد. توضیح اینكه: همان گونه كه ازدواج یك امر حیاتى و ضرورى است طلاق هم در شرایط خاصى، ضرورت پیدا مى‏كند، و به همین جهت اسلام بر خلاف مسیحیت تحریف یافته، طلاق را مجاز شمرده، ولى از آنجا كه از هم پاشیدن خانواده‏ها زیانهاى جبران ناپذیرى براى فرد و اجتماع دارد، با استفاده از عوامل مختلفى، طلاق را تا آنجا كه ممكن است محدود ساخته، و احكامى تشریع نموده كه با توجه به آنها طلاق به حداقل مى‏رسد.موضوع الزام به ازدواج مجدد یا محلل كه بعد از سه طلاق در آیه بالا آمده است یكى از آن عوامل محسوب مى‏شود، زیرا ازدواج رسمى زن بعد از سه طلاق با مرد دیگر مخصوصا با این قید كه باید آمیزش جنسى نیز صورت گیرد سد بزرگى براى ادامه طلاق و طلاق‏كشى است. 
به كسى كه مى‏خواهد دست به طلاق سوم بزند هشدار مى‏دهد كه راه بازگشت براى او ممكن است براى همیشه بسته شود، زیرا راه بازگشت از مسیر یك ازدواج دائم با مرد دیگرى مى‏گذرد، و همسر دوم ممكن است او را طلاق ندهد و به فرض كه طلاق بدهد این جریان مى‏تواند وجدان و عواطف مرد را جریحه دار سازد و به همین دلیل تا مجبور نشود، دست به چنین كارى نخواهد زد.در حقیقت موضوع محلل و به تعبیر دیگر ازدواج دائمى مجدد زن با همسر دیگر مانعى بر سر راه مردان هوسباز و فریبكار است تا زن را بازیچه هوى و هوس خود نسازند و به طور نامحدود از قانون طلاق و رجوع استفاده نكنند، و در عین حال راه بازگشت نیز به كلى بسته نشده است.


شرائطى كه در این ازدواج شده مانند: دائم بودن، مى‏فهماند هدف ازدواج جدید این نبوده كه راه را براى به هم رسیدن زن به شوهر اول هموار كند زیرا چه بسا شوهر دوم حاضر به طلاق نشود، ازدواج موقت نیست كه زمان آن پایان یابد بنا براین از این قانون نمى‏توان سوء استفاده كرد. هدف این بوده است كه مرد و زن بعد از سه مرتبه طلاق، با ازدواج دیگرى از هم جدا شوند تا هر یك زندگى دلخواه خود را پیش گیرد، و مساله ازدواج كه امر مقدسى است دستخوش تمایلات شیطانى همسر اول نشود، ولى در عین حال اگر از همسر دوم هم جدا شد، راه بازگشت را به روى آن دو نبسته است. و نكاح آنها مجددا حلال مى‏شود، و به همین جهت نام محلل به همسر دوم داده‏اند. با توجه به آنچه گفته شد این نكته به خوبى روشن مى‏شود كه بحث از ازدواج واقعى و جدى است، و اگر كسى از اول قصد ازدواج دائم نداشته باشد و تنها صورت سازى كند تا عنوان محلل حاصل شود، چنین ازدواجى باطل است و هیچ اثرى براى حلال شدن زن به شوهر اول نخواهد داشت و حدیث معروفى كه از پیغمبر اكرم ص در بسیارى از كتب تفسیر نقل شده‏ «لعن اللَّه المحلل و المحلل له‏»:" خداوند لعنت كند محلل و آن كسى را كه محلل براى او اقدام مى‏كند« مجمع البیان، جلد 1 و 2 صفحه 331» ممكن‏است اشاره به همین ازدواجهاى صورى و ساختگى باشد.


بعضى نیز گفته‏اند كه اگر ازدواج دائمى جدى بكند، و نیتش این باشد كه راه را براى بازگشت زن به شوهر اول هموار سازد، ازدواج او باطل است و آن زن به شوهر اول حلال نمى‏شود، بعضى نیز گفته‏اند اگر قصد او ازدواج جدى بوده باشد هر چند هدف نهاییش گشودن راه براى همسر اول باشد، آن ازدواج صحیح است، هر چند مكروه مى‏باشد به شرط اینكه چنین مطلبى جزء شرایط عقد ذكر نشود. و از اینجا روشن مى‏شود كه هیاهوى بعضى از مغرضان و بى خبران كه بدون آگاهى از شرایط و ویژگیهاى این مساله آن را مورد هجوم قرار داده‏اند و كلماتى از سراغراض شخصى نسبت به مقدسات اسلام و یا ناآگاهى از احكام آن به هم بافته‏اند، كمترین ارزشى ندارد و تنها دلیل بر جهل و كینه‏توزى آنها نسبت به اسلام است و گرنه این حكم الهى با شرائطى كه ذكر شد عاملى است براى باز داشتن از طلاقهاى مكرر و پایان دادن به خودكامگى بعضى از مردان و سامان بخشیدن به نظام نكاح و زناشویى. 


نظرات() 



1
یکشنبه 1392/07/21 03:39 بعد از ظهر
سه طلاق كه با یك كلمه واقع نمی شود این خانم اشتباه می كند
هربار طلاق یك طلاق است
برای سه بار طلاق حداقل بیشتر از یك سال زمان لازم هست
و این زمان برای زن و شوهر ناسازگار برای فكر و زندگی كافی است
س
یکشنبه 1392/07/21 03:32 بعد از ظهر
این حكم فقط راهی برای شما مردهای بی غیرت هست
كه با یك كلمه سه طلاقه می كنید بعدش ما بدبخت زنها باید یك هیولا را تحمل كنیم
من با دیدن یك مرد دیگه همیشه در ذهنم می ماند
شما یك فیلم سكسی می بینید همیشه در ذهنتان هست
چطور ما زنها نزدیكی با یك مرد را فراموش كنیم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر