تبلیغات
فرق و ادیان شافعی حنفی شیعه مالكی دواعش American dollars against Shia - تقسیم امت به 73 فرقه
چهارشنبه 1395/05/6

تقسیم امت به 73 فرقه

• نوشته شده توسط: به لطف مولی هدایت شدم


برنامه حبل المتین توسط حضرت آیت الله دكتر حسینی قزوینی : 28 02 1۱۳۹

موضوع: تحلیل روایت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه.

مجری :        

حضرت عالی پیرامون حدیث افتراق (که ۷۳ فرقه را حضرت فرموده است) لطف کنید بفرمایید كه فرقه ناجیه و هالکه کدام هستند؟

استاد قزوینی :

ما در جلساتی كه تقریبا یک ماه قبل بود، گفتیم برای ورود به بحث امامت و ولایت، یا کلاً مباحث اعتقادی، یک پیش درآمدی داشته باشیم که اصلاً چرا ما باید از این مباحث را بحث کنیم. گفتیم یکی از انگیزه هایی که ما را وادار می‌کند و مجبور می سازد از مباحث اعتقادی به ویژه مسأله مذهب و مسأله امامت و ولایت بحث کنیم ، حدیث افتراق امت به ۷۳ فرقه است ، این را ما از منابع معتبر اهل سنّت با سند های صحیح نقل کردیم و اشاره شد که آقایان اهل سنّت هر یک خود را فرقه ناجیه می دانند ، اشاعره می گویند ما هستیم ، معتزله می گو یند ما ناجیه هستیم ، اهل حدیث می گوید ما ناجیه هستیم و وهّابیت می گوید ما ناجیه هستیم و مجموعا فرقه اهل سنّت می گویند ما ناجیه هستیم ما این مباحث را آوردیم .

 اهل سنّت و تکفیر منکرین خلافت أبوبکر :

هرکس خلافت و امامت أبوبکر را هرکس انکار کند کافر است، و حتی اهل سنّت یکدیگر را تکفیر می کردند ، حنبلی‌ها می گویند :

من لم یکن حنبلیا فلیس بمسلم

هرکس حنبلی نباشد اصلاً مسلمان نیست

سیر أعلام النبلاء-  ج ۱۷ ص ۶۲۵

تذكرة الحفاظ ج ۳ ص ۱۱۸۷

فرقه های دیگر هم می گویند حنبلی ها کافر هستند و تشبیه می کنند به :

وَمَا كَفَرَ سُلَیْمَانُ وَلَكِنَّ الشَّیَاطِینَ كَفَرُوا

سوره بقره آیه ۱۰۲

احمدبن حنبل کافر نبود ولی تابعین او همه کافر هستند.

و همچنین کشت و کشتاری را که بین اهل سنّت و بین شافعی ها و مالکی ها و حنفی ها و حنبلی ها، در تاریخ اتفاق افتاده است، ما مفصل در جلسات قبل عرض کردیم؛ اما در رابطه با آنچه که امشب می خواهیم روی آن کار کنیم و شاید سؤالات اقای محسنی در این مورد باشد که اشاره کردند این بود که ما گفتیم که هر فرقه ای خود را ناجیه می دانند، اشاعره می گویند: ما فرقه ناجیه ایم ، حنابله می گویند ما فرقه ناجیه هستیم ، اهل حدیث می گوید ما فرقه ناجیه هستیم ، ما تریدیه می گویند ما فرقه ناجیه هستیم و وهّابی ها هم می گویند مسلمان فقط ما هستیم ، این ها را ما گفته بودیم ولی یک نکته ای که هست بعضی از بزرگان اهل سنّت می گویند اصلاً امکان اینکه ما بتوانیم تشخیص بدهیم که فرقه ناجیه چه كسی است، امکانش نیست ، جناب شاطبی که از علمای بزرگ اهل سنّت است می گوید :

و الحاصل أن تعیین هذه الفرقة الناجیة فی مثل زماننا صعب

اصلاً ما بیاییم و بگوییم فرقه ناجیه کی هست این سخت است.

الاعتصام ج ۲ ص ۲۵۵

و آقای محمد عبده می گوید :

وأما تعیین أی فرقة هی الناجیة، أی التی تكون على ما كان النبی علیه وأصحابه ، فلم یتعین لی إلى الان.

خوب دیگر این آقا تقریباً از معاصرین است. می گوید: تا الان مشخص نشده که اونهایی که فرقه ناجیه هستند و بر راه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و صحابی رفتند چه کسانی هستند:

فإن كل طائفة ممن یذعن لنبینا بالرسالة، تجعل نفسها على ما كان علیه النبی وأصحابه

تفسیر المنار -  ج 8 - ص 221 – 222 الطبعة الثانیه

لمحات - الشیخ لطف الله الصافی الگلپایگانی - ص 31

هر کدام از ما مدعی هستیم که رسالت را قبول داریم و می گوییم آنچه را که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و اصحاب رفتند ما هم در همان راه هستیم حنفی ها می گویند ما هستیم، حنبلی می گوید آنها اشتباه می کنند ما راه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و صحابه را می رویم  وهّابی ها هم که می گویند همه باطل فقط اونی که مسلمان هست و راه سلف صالح را می رود، ما هستیم و غیر از ما همه فرق اسلامی چه شیعه و چه سنی همه کافر اند ، خوب این را الحق و الانصاف آدم نمی داند چکار کند یعنی مسأله مسأله ای است که محمد عبده که این عبارتش یک عبارت نابی است که  تشخیصش خیلی مشکل است ، وقتی که پیامبر اکرم اون همه تاکیدی که داشتند نه یک روایت و دو روایت؛ بلکه صدها روایت در رابطه با خلافت و امامت مطرح کردند ولی بعد از رحلت ایشان جامعه دچار انحراف و اختلاف و چند دستگی می شود و نتیجه هم همین خواهد بود .

مجری :

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به عنوان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و فصل الخطاب این حدیث را فرمود که :

بعد از من امت من ۷۳ فرقه می شوند

آیا در کلام این بزرگوار هم هست که فرقه ناجیه را با خصوصیاتش مشخص کرده باشد و فرقه های هالکه را نیز با خصوصیاتش. این را لطف کنید برای ما از کلام پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بفرمایید.

استاد قزوینی:

در این‌جا یک مقداری برای بینندگان عزیز و عزیزان اهل سنّت فقط نقل قول می کنم و هیچ اظهار نظری نسبت به این روایات نمی خواهم بکنم و قضاوت را به عهده عزیزان و بزرگواران اهل سنّت می گذارم.

در سخنان نبی مکرم تعابیری هست که اهل قیاس و اهل رأی فرقه ناجیه نیستند، عزیزان ملاحظه کنند:

عن عوف بن مالك رضی الله عنه عن النبی e قال تفترق أمتی على بضع وسبعین فرقة أعظمها فتنة على أمتی قوم یقیسون الأمور برأیهم  

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود امت من به هفتاد و چند فرقه منشعب و متفرق می شوند و اعظم و اکثریت این فرقه ها اون فرقه ای است که امور دینی را با رأی خودشان قیاس می کنند یعنی عمل به قیاس می کنند.

فیحلون الحرام ویحرمون الحلال

حلال خدا را با قیاس حرام می کنند و حرام خدا را با قیاس حلال می کنند .

حاکم نیشابوری هم می گوید :

هذا حدیث صحیح علی شرط الشیخین و لم یخرجا

این روایت شرط این دو صحیح را دارد ولی اینها این روایت را نیاورده اند

مستدرک حاکم ج ۴ ص ۴۳۰

حضرت آیت الله العظمی صافی از مراجع عظام و تقلید یک حاشیه دارد و می گوید آقایان قضاوت کنند آیا شیعه به قیاس و رای عمل می کند ؟ یا آقایان اهل سنّت ؟ من این را نقل می کنم از ایشان و و این حدیث را تا به حال به کار نبردم و فقط روایت را ما می خوانیم ، دوستان عزیز ، برادران اهل سنّت حالا ما با وهّابیت کاری نداریم و اونها حسابشان نشُسته پاک است ولی ببینید هیثمی نقل می کند در مجمع الزوائدشان که فرموده پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم :

تفترق أمتی على بضع وسبعین فرقة أعظمها فتنة على أمتی قوم یقیسون الأمور برأیهم

بزرگترین امتی که فتنه امت من هستند اونهایی هستند که امر را به قیاس می گذارند و می آیند حلال خدا را حرام و حرام خدا را حلال می کنند و ایشان هم می گوید که رجال این روایت رجال صحیحی است .

مجمع الزوائد ج ۱ ص ۱۷۹

معجم کبیر طبرانی ج ۱۸ ص ۵۱

و بعد در بعضی از روایات است عزیزان با توجه به روایت قبل این عبارت ابن ماجه را هم ببینند که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود :

والذی نفس محمد بیده ! لتفترقن أمتی على ثلاث وسبعین فرقة وَاحِدَةٌ فی الْجَنَّةِ وَثِنْتَانِ وَسَبْعُونَ فی النَّارِ

قسم به خدایی که جان من به قبضه او است امت من به هفتاد و چند فرقه متفرق می شوند، یک فرقه در بهشت هستند و هفتاد و دو فرقه در آتش

قیل : یا رسول الله ! من هم ؟

این ۷۲ فرقه ای که وارد آتش جهنم می شوند چه کسانی هستند ؟

قال الجماعة

سنن إبن ماجة - ج ۲ - ص ۱۳۲۲ - حدیث ۳۹۹۲

عرض کردم من به هیچ وجهی نه تفسیری دارم و نه غیره و امیدوارم عزیزانی که تماس می گیرند در رابطه با این روایت که درسنن ابن ماجه است صحبت کنند و نظر دهند عزیزان ملاحظه کنند این دو روایت را .

روایت سوم که معمولا دوستان اهل سنّت خیلی نسبت به این روایت ارادت ویژه ای دارند و نقل کلام مجالس این عزیزان ما هست که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم وقتی فرمود: امت من بر ۷۳ فرقه متفرق می شوند همه در آتش جهنم اند مگر یک فرقه

قالوا قال من هی یا رسول الله ؟

اون فرقه ناجیه و ملت واحده کدام اند ؟

نگفتند من هم بلکه من هی

فرمود :

قال : ما أنا علیه وأصحابی

اون راهی که من و اصحابم بر آن هستم این فرقه ناجیه است

سنن ترمذی - ج ۴ - ص ۱۳۵ - حدیث ۲۷۷۹

و در روایت حاکم نیشابوری دارد که فرمود :

ما انا علیه الیوم واصحابی

اونی که من و صحابه ام بر آن اتفاق نظر داریم این فرقه ناجیه است؛ یعنی هرکس راه من و راه صحابه امروز نه بعد از مرگ من. حالا من اشاره می کنم که این قید الیوم چه می خواهد بگوید چرا که سخن پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم پیام دارد

وَمَا یَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحَى

والذی نفس بیده لا یخرج من فی الا حقا

قسم به خدای لا شریک له از دهان من جز حق خارج نمی شود

می فرماید :

ما انا علیه الیوم و اصحابی

اونی که امروز من و اصحابم هستیم هرکس این راه را ادامه بدهد او جزء فرقه ناجیه است

مستدرک - ج ۱ - ص ۱۲۲

همین تعبیر در معجم اوسط طبرانی هست باز در آنجا هست:

قالوا و ما تلک الفرقة؟

سؤال کردند این فرقه ناجیه کی هست ؟ فرمود : اونی که من امروز و اصحاب من بر آن تاکید داریم این را کسی ادامه بدهد یعنی کسی راه من و صحابه امروز را بپیماید او جزء فرقه ناجیه است این در حقیقت خلاصه حرفی است که می شود در اینجا بیان کرد .

مجری :

این سه تعبیری که در رابطه با فرقه های ناجیه و هالکه برای ما بیان کردید می خواستم این سؤال آخر را از شما این طور بپرسم که این

ما انا علیه الیوم واصحابی

که الان فرمودید و با قید الیوم هم فرمودید این نشان می دهد که راه پیمودن پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و اصحابش را در این روز، آیا صحابه بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم راه آن حضرت را طی کردند یا تغییری حاصل شد، یا اینها آمدند و دگرگون کردند طبق روایتی که چند وقت قبل شما فرمودید، غیر از نماز، چیزی از سنّت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم باقی نمانده این را برای ما و بینندگان مطرح بفرمایید .

استاد قزوینی :

به نظر ما این روایت با واقعیت تاریخی نمی سازد اگر شما بیایید روایاتی که ما فقط در صحاح داریم در رابطه با صحابه در عصر خود پیغمبر صلی الله علیه و آله و چه بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم اصلاً این که ما بگوییم کسی که راه صحابه را بپیماید او جزء فرقه ناجیه است این با توجه به روایاتی که آقایان در صحاحشان آوردند هم خوانی به هیچ وجه ندارد . حالا این یک ادعایی است که ما داریم می کنیم و مدارک را هم عرض می کنیم و باز قضاوت را به عهده بینندگان عزیز می گذاریم البته من تلاش می کنم این بخش را به تلخیص بگذرانم چون دوستان ما مرتب می گفتند ما بیننده برنامه هستیم ولی شما فرصت برای تلفن ها کم می دهید ما هرشب می بینیم ۷-۸ نفر بیشتر نمی توانند صحبت کنند و بعضی هم گفتند ما ۲ ماه ۳ ماه هرچه تلاش می کنیم که بیاییم روی خط نمی شود ، حتی من همین امروز یک جلسه ای بود در مسجد مقدس جمکران تعدادی از این عزیزان از مناطق مختلف آمده بودند هرکس که بنده را دید  در همان نماز جماعت اولین پیشنهاد و انتقادی که می کردند این بود که شما به مخاطبین وقت کم می دهید و ما درخواست می کنیم وقت بیشتر بدهید و اگر بتوانیم امشب بیشتروقت می دهیم البته ما قول می دهیم ولی به قولمان کم عمل می کنیم. انشاءالله دوستان ما را از نیکان می دانند و همین که ما را از نیکان بدانند برای ما بس است .

هزار وعده نیکان یکی عمل نشود

من چند مورد را در رابطه با صحابه عرض می کنم ببینید الان یکی از اختلافات اساسی که ما میان عزیزیان اهل سنّت داریم که البته بحث اختلاف است و اختلاف هم اختلاف اعتقادی هم هست، مبنایی هم هست ولی این اختلاف باعث نمی شود نه ما اهل سنّت را تکفیر و تفسیق کنیم و نه اونها ما را تکفیر و تفسیق کنند اونها معتقد هستند براینکه تابع صحابه هستند ما معتقد هستیم ما تابع اهل بیت هستیم و عمده اختلافات هم از همین جاست و حتی بحث امامت و خلافت و غیره همه این ها متفرع بر این است ، من بارها عرض کردم اگر ما بیاییم در رابطه با بحث صحابه در قرآن و سنّت و گذر تاریخ صدها جلسه بحث کنیم ولی بحث علمی مودبانه نه تند و تیز و با الفاظ گزنده ، نه ، بلکه بحث های دوستانه  حتی ما بارها از بعضی از دوستان دعوت کردیم  مثل برادر عزیزمان مولوی مراد زهی که تشریف بیاورید ما ۷-۸ جلسه نه یک جلسه در رابطه با بحث صحابه  جلسه کاملا دوستانه داشته باشیم حالا ما نمی گوییم مناظره نه ، یک گفتگوی دوستانه داشته باشیم، ما یک سری حرف هایی داریم و دوستان ما هم یک سری حرف هایی دارند باید اینها زده شود چون ما اینجا متکلم وحده هستیم و یک جانبه حرف می زنیم ، اون عزیزان هم در شبکه هاشون یا در نماز جماعت شان ، در منبرهاشان هم بدون حضور روحانی شیعه دارند حرف می زنند ، چه جوان شیعه و چه جوان سنی احساس می کنیم وقتی این حرف ها را به صورت جدا گانه می شنود سر درگم است و دوست دارد این قضیه حل شود و من چند نکته ای را عرض می کنم ، بعضی از عزیزان و بزرگواران اهل سنّت اگر امشب می توانند بیایند روی خط ما در خدمتشان هستیم یا اگر این بحث ها را پیگیری کنند و من هم تلاش کردم با اینکه خیلی خسته بودم اینها را به صورت پاور پوینت در آوردم و تا اون دقیقه ۹۰ من مشغول بودم تا دوستان برای نوشتن مشکل نداشته باشند .

مغایرت راه صحابه با راه پیامبر اکرم :

مساله اول

 شما ببینید در قضیه جنگ احد این را هم ما نقل نکردیم بلکه خود آقایان اهل سنّت نقل کردند که پیامبر اکرم در روز احد ۵۰ نفر را به فرماندهی عبدالله بن جبیر در بالای کوه احد قرار داد و فرمود : اگر ما را پرنده ها تکه تکه کردند شما از جای خود تکان نخورید و اگر دیدید ما شکست خوردیم یا شکست دادیم به هیچ وجهی حق حرکت از جای خود ندارید ، خوب شما ببینید تعبیر را چون من اگر بخواهم عربی ها را بخوانم و معنا کنم می ترسم باز وقت بگذرد ، جنگ آغاز شد تا وقتی که اینها احساس کردند مسلمان ها پیروز شدند، این ۵۰ نفر حرف فرمانده خود را گوش نکردند و سرازیر شدند و همین باعث شد که خالدبن ولید که جزء فرماندهان لشگر کفر بوده دور زد رفت از همان گردنه و شکاف وارد شد و همین باعث شکست مسلمان ها شد و ۷۰ نفر از بهترین عزیزان شهید شدند از جمله حمزه سیدالشهدا شهید شد و وقتی این جنگ هم مغلوب شد همه این صحابه فرار کردند غیر از ۱۲ نفر با پیغمبر صلی الله علیه و آله نماند و همان ۵۰ نفری هم که آمده بودند از بالای گردنه برای غنیمت جمع کردن دیدند که در جنگ شکست خوردند و کفار آمدند و پیروز شدند همون ها هم فرار کردند

صحیح بخاری - ج ۴ - ص ۲۶ - حدیث ۳۰۳۹

روایت دیگر دارد که وقتی که جنگ احد تمام شد و صحابه  با دستور پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مخالفت کردند و آمدند پایین و هم اینکه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را در دست کفار تنها گذاشتند و جز ۱۲ نفر کسی اطراف پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نماند و پیامبراکرم عرضه داشت :

اللهم إنی أَعْتَذِرُ إِلَیْكَ مِمَّا صَنَعَ هَؤُلَاءِ

صحیح البخاری  - ج 3 -  ص 110

خدایا از این کار نادرست و خلافی که انجام دادند من از تو معذرت می خوام ، ببینید کار به کجا می رسد ، آیا صحابه با این شاکله و با این وضع می توانیم بگوییم این صحابه ای که مخالفت با دستور پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم کردند و از اطراف پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرار کردند و او را تنها گذاشتند بگوییم  هرکس راهشان را برود راه فرقه ناجیه را رفته است؟

مسأله دوم

در قضیه حدیبیه من فقط جمله ای را می آورم از ابن تیمیه که امام آقایان وهابی ها است ، روایات متعدد است که پیامبر اکرم بعد از آنکه با کفار قریش مصالحه کرد تصمیم گرفت برگردد به مدینه و وارد مکه نشود :

قال لاصحابه انحروا واحلقوا رؤوسكم

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به اصحابش دستور داد که شما اون قربانی هایی را که آوردید آنها را بکشید و سرهایتان را هم بتراشید

فلم یقم أحد

یک نفر از صحابه به دستور پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم عمل نکرد

فدخل مغضبا على أم سلمة

این را ابن تیمیه می گوید به عنوان یک امر مسلم و قطعی که خیلی عجیب است ، من حدود ۵۰ روایت در این زمینه داشتم گفتم که یک عبارتی را بیاورم که مو لای درزش نرود

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به ام سلمه وارد شد در حال غضبناک و ام سلمه گفت :

من أغضبك أغضبه الله

یا رسول الله چه کسی تو را به غضب آورده ؟ به غضب خدا گرفتار شود

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود : چرا غضبناک شوم من دستور می دهم کسی به دستور من عمل نمی کند

 منهاج السنة النبویة - ج ۴ - ص ۳۱۵


نظرات() 



 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر