تبلیغات
وااسلاماه - ازدواج موقت در کتب تسنن
درباره وبلاگ

(وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقی إِلَیکمُ السَّلامَ لَسْتَ مُؤْمِناً)

و به کسی که سلام به شما می‌کند نگوئید مؤمن نیستی.

سوره نساء (4): آیه 94
شیطان سالهاست كه برای گمراهی انسان‌ها نقشه كشیده‌ است
چرا ما اینقدر او را دست كم می‌گیریم
چرا در مقابل راه‌های گمراهی شیطان راه‌های هدایت را تقویت نمی‌كنیم

بیاییم عقیده خود را بازنگری كنیم شاید حرف دشمن ما درست باشد
اگر حرف ما درست بود در عقیده‌ای حقه استوارتر می‌شویم

اگر كسی عقیده ما را نقد كرد با جواب علمی او را قانع كنیم نه اینكه بدون شنید كلام او از اول او را رد كنیم


همیشه با خودمان بگوییم اگر حرف او درست باشد در مقابل خدا جواب داریم

بیاییم مهر تعصب رو از عقایدمان برداریم و آنچه عقیده ما هست را دوباره بررسی كنیم


شاید....
مدیر وبلاگ : ایران .
نویسندگان
نظرسنجی
كدام دین یا فرقه اهل بهشت هست؟












جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
وااسلاماه
پیامبر اسلام فرمودند: بعد از من امتم 73 فرقه می‌شوند كه فقط یك فرقه اهل بهشت هست. كدام فرقه؟؟؟ حتما نظر بده در نظر سنجی
دوشنبه 1396/02/18 :: نویسنده : ایران .       

مساله متعه یا ازدواج موقت ، از جمله مسائلی است كه اختلاف بین شیعه و سنی در مورد آن بسیار شدید بوده و اهل سنت از آن به عنوان حربه ای بر ضد شیعه استفاده می كنند .

اتفاق شیعه وسنی در تعریف متعه و ازدواج دانستن آن :

در ابتدا باید به این نكته اشاره كرد كه همگی علمای مذاهب در این نكته اتفاق دارند كه "متعه ازدواجی است كه در آن مرد و زن مدت زمانی را برای عقد معین می كنند و پس از گذشتن مدت ، خود به خود محرمیت از بین رفته و احتیاجی به طلاق ندارد ".

قال أبو عمر (بن عبد البر) لم یختلف العلماء من السلف والخلف أنّ المتعة نكاح إلی أجل لا میراث فیه ، والفرقةتقع عند انقضاء الأجل من غیر طلاقوقال ابن عطیة : وكانت المتعة أن یتزوج الرجل المرأة بشاهدین وإذن الولیإلی أجل مسمّی ، وعلی أن لا میراث بینهما ، ویعطیها ما اتفقا علیه ، فإذا انقضت المدة فلیس له علیها سبیلویستبرئ رحمها : لان الولد لا حق فیه بلا شك ، فإن لم تحمل حلت لغیره.

تفسیر قرطبی ج5 ص132

ابو عمر (بن عبد البر) گفته است كه هیچ یك از علمای سلف و گذشته در این اختلاف نداشته اند كه متعه ، ازدواجی است كه در آن ارث نیست و جدایی در آن با گذشتن مدت و بدون طلاق صورت می گیرد . وابن عطیه گفته است : متعه این است كه شخص با زن ازدواج كند و دو شاهد و اذن ولی داشته باشد و تاریخ (برای انتهای عقد) معین كند . و چنین است كه ارثی در بین آن دو نباشد و اینكه هر مقداری را كه بر آن موافقت نمودند ، (به عنوان مهر زن ) به وی بدهد . پس وقتی كه مدت زمان گذشت دیگر مرد راهی بر این زن نخواهد داشت ( دیگر همسر او نیست ) و زن باید عده نگه دارد . زیرا فرزند در متعه به پدر ملحق می شود . پس اگر این زن عده باردار نمی شد (عده نداشت) برای دیگران حلال می شود ( می توانند با وی ازدواج كنند)

تفسیر طبری ج5 ص 12 سوره نساء ذیل آیه 24 نیز همین مطلب را می گوید .

اتفاق شیعه و سنی در اینكه متعه در صدر اسلام مدتی جایز بوده است :

همچنین در اینكه متعه مدت زمانی در ایام حیات رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم مشروع بوده است هیچ شكی نیست :

ولا شك أنه كان مشروعا فی ابتداء الإسلام

هیچ شكی در این نیست كه متعه در ابتدای اسلام جایز بوده است .

تفسیر ابن كثیر ج1 ص475

پس ادعای حلیت اضطراری آن مانند حلیت گوشت مرده و خون در حال اضطرار نیز معنی ندارد . زیرا ضرورت ، در هر زمانی حكم حرمت را - در هر موضوعی كه باشد - بر می دارد و مختص به زمان رسول خدا نیست .

اختلاف بین شیعه وسنی در مورد متعه در چیست؟

اما اختلاف اصلی در این است كه آیا برای این حكم در زمان خود رسول اكرم صلی الله علیه وآله وسلم نسخی وارد شده است یا اینكه حكم به حرمت متعه بعد از وفات ایشان و توسط دیگران وضع شده است ؟

مشهور بین اهل سنت نظر اول و اجماع شیعه بر نظر دوم است .

ادله حلیت متعه:

برای اثبات حلیت متعه - جدا از اجماعی كه حتی اهل سنت نیز آن را در مورد سالهای اولیه اسلام نقل كرده اند - می توان از قرآن كریم و روایات رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله وسلم استفاده نمود :

1- كلام خداوند متعال :

فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أجُورَهُنَّ فَرِیضَةًسوره نساء آیه 24 )

اثبات نزول این آیه در مورد متعه :

الف) كلمات مفسرین در این زمینه:

مفسرین شیعه و سنی در این نكته كه نزول این آیه در مورد متعه بوده است ، تقریبا اتفاق نظر دارند . و با اثبات این مطلب حلیت متعه ثابت شده و اثبات حرمت و یا نسخ آن به دلیل نیاز دارد :

1- وقال الجمهور : المراد نكاح المتعة الذی كان فی صدر الإسلام

جمهور علما( مشهور علما) گفته اند كه مراد از این آیه متعه است كه در صدر اسلام بوده است .

تفسیر القرطبی ج 5 ص 130

2- وإلی ذلك ذهبت الإمامیة والآیة أحد أدلتهم علی جواز المتعة وأیدوا استدلالهم بها بأنها فی حرف أبی فما استمعتم به منهن إلی أجل مسمی وكذلك قرأ ابن عباس وابن مسعود رضی الله تعالی عنهم والكلام فی ذلك شهیر ولا نزاع عندنا فی أنها أحلت ثم حرمت

و شیعه به همین نظر میل دارند و این آیه یكی از ادله ایشان بر جواز متعه است ؛ و استدلال خود را با این مطلب كه این آیه در قرائت أبیّ و ابن عباس "إلی أجل مسمی" بوده است تایید می كنند ؛ و كلام در این مطلب مشهور است . ما نیز در این مطلبی بحثی نداریم كه متعه در ابتدا حلال بود سپس حرام شد .

روح المعانی ج5/ص5

3- وقد استدل بعموم هذه الآیة علی نكاح المتعة ولا شك أنه كان مشروعا فی ابتداء الإسلام ثم نسخ بعد ذلك وقد ذهب الشافعی وطائفة من العلماء إلی أنه أبیح ثم نسخ ثم أبیح ثم نسخ مرتین وقال آخرون أكثر من ذلك وقال آخرون إنما أبیح مرة ثم نسخ ولم یبح بعد ذلك وقد روی عن بن عباس وطائفة من الصحابة القول بإباحتها للضرورة وهو روایة عن الإمام أحمد وكان بن عباس وأبی بن كعب وسعید بن جبیر والسدی یقرؤون فما استمتعتم به منهن إلی أجل مسمی فآتوهن أجورهن فریضة وقال مجاهد نزلت فی نكاح المتعة

و به این آیه برای اثبات نكاح متعه استدلال شده است ؛ وشكی نیست كه متعه در ابتدا جایز بوده است و سپس نسخ شده است ؛ و شافعی همین نظر را دارد و عده ای چنین می گویند كه در ابتدا جایز شد و سپس نسخ شد و دوباره مباح شد و دوباره نسخ شد ؛ و عدهای دیگر بیشتر از این نیز گفته اند . و عده ای نیز می گویند تنها یك بار جایز شده و بعد از آن حرام شده و دیگر جایز نشد . و مباح بودن آن به خاطر ضرورت ، از ابن عباس و عده ای از صحابه نقل شده است. و این روایت از امام احمد است . و ابن عباس و أبی بن كعب و سعید بن جبیر و سدی آیه را چنین می خواندند: " إلی أجل مسمی ..." و مجاهی نیز گفته است كه در نكاح متعه نازل شده است .

تفسیر ابن كثیر ج1/ص475

در كتب ذیل همین مطلب به بیان های مختلف آمده است :

فتح القدیر ج 1 ص499 - جامع البیان ج 5 ص18 بتحقیق صدقی جمیل العطار چاپ دار الفكر بیروت - تفسیر أبیحیّان ج 3 ص 218- در المنثور ج2 ص140، چاپ مطبعة الفتح جدّة - نواسخ القرآن ابن الجوزی ص 124تفسیرالثعالبی ج 2 ص215 - تفسیر الرازی ج3 صص200

ب) قرائت بسیاری از بزرگان صحابه:

طبق روایات اهل سنت ، بسیاری از بزرگان صحابه و تابعین مانند ابن عباس و ابی بن كعب و مجاهد و سعید بن  جبیر و ابن مسعود و سدی و دیگران این آیه را چنین قرائت می كرده اند:

"فَمَا استَمتَعتُم بِهِ مِنهُنَّ إلیَ أجَلٍ مُسَمًّی فَآتُوهُنَّ أجُورَهُنَّ"

1- أخبرنا أبو زكریا العنبری حدثنا محمد بن عبد السلام حدثنا إسحاق بن إبراهیم أنبأ النضر بن شمیل أنبأ شعبة حدثنا أبو سلمة قال سمعت أبا نضرة یقول قرأت علی بن عباس رضی الله عنهما فما استمتعتم به منهن فآتوهن أجورهن فریضة  قال بن عباس فما استمتعتم به منهن إلی أجل مسمی قال أبو نضرة فقلت ما نقرأها كذلك فقال  بن عباس والله لأنزلها الله كذلك هذا حدیث صحیح علی شرط مسلم ولم یخرجاه

شنیدم ابانضره را كه می گوید بر ابن عباس این آیه را خواندم كه زنانی را كه ایشان ایشان را متعه كرده اید پس اجر ایشان را به عنوان واجب وفریضه به ایشان بدهید .

ابن عباس گفت زنانی را كه ایشان را متعه كرده اید تا زمان معین ابو نضره گفت: ما آن را چنین نمی خوانیم .ابن  عباس گفت قسم به خداوند كه خدا آن را چنین نازل كرد .

این حدیث بنا بر نظر مسلم (در شروط صحت حدیث) صحیح است ولی بخاری و مسلم آن را در كتب خودشان نیاورده اند .

المستدرك علی الصحیحین ج2 ص334 شماره 3192

قرائت ایشان در كتابهای ذیل نیز نقل شده است :

جامع البیان ج 5 ص19 - المصنف لعبد الرزاق الصنعانی ج 7 ص 497 و 498- شرح النووی علی صحیح مسلم ج 9 ص 179- الكشاف للزمخشری ج 1 ص519- أحكام القرآن للجصاص ج 2 ص 185- تفسیر القرطبی ج5 ص130- تفسیر ابن كثیر ج1 ص486 - الدر المنثور ج 2 ص 139و 140 و...

قطعا مقصو د ابن عباس نزول به عنوان قرآن نبوده است . چون تحریف قرآن به اجماع مسلمانان باطل است . بلكه مقصود نزول به عنوان تفسیر این آیه از جانب خداوند است . یعنی خداوند متعال بعد از نزول آیه یا همزمان با آن مصداق وتفسیر آیه را به همراه ذكر متن آیه ، به رسول خدا وحی می نمود . پس مقصود این آیه همان ازدواج تا زمان معین ومتعه است . جدا از لفظ استمتاع كه در نص آیه آمده و می تواند دلیل دیگری بر اراده متعه باشد .


2- نهی عمر از دو متعه حلال

ا ز اموری كه دلالت بر حلیت متعه می كند ، كلام عمر بن الخطاب است كه گفت : دو متعه در زمان رسول خدا حلال بود . من از آن دو نهی می كنم و بر(انجام دادن) آن دو عقاب می نمایم .

اگر در زمینه متعه نسخی از جانب رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم موجود بود ، قطعا عمر به آن استهشاد می كرد ، اما چنین نكرده است .بنا بر این ، روایت صراحت دارد در اینكه متعه در زمان رسول خدا حلال بوده است و تحریم آن نظر شخصی عمر است .

مدارك این روایت در كتب اهل سنت :

سرخسی در دو كتاب خود این روایت را از جمله روایاتی می داند كه با سند صحیح از عمر نقل شده است :

وقد صحّ أنّ عمر رضی اللّه عنه نهی الناس عن المتعة فقالمتعتان كانتا علی عهد رسول اللّه صلی اللّه علیهوسلم وأنا أنهی الناس عنهما ؛متعة النساء، ومتعة الحج .

با روایت صحیح ا ز عمر نقل شده است كه وی مردم را از متعه نهی كرد ، پس گفت : دو متعه در زمان رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم حلال بود ؛ متعه زنان و حج تمتع

المبسوط للسرخسی ج4 ص27 - أصول السرخسی ج2 ص6

همین روایت در كتب ذیل نیز نقل شده است :


مسند أحمد بن حنبل ج3 ص325 ش 14519 - المغنی ج7 ص136چاپ دار الفكر 1405- أحكام القرآن للجصاص ج1 ص347 چاپ دار احیاء التراث العربی - تفسیر القرطبی ج2 ص392 - تذكرة الحفاظ ج1 ص366 - التفسیر الكبیر ج5 ص130 چاپ اول دار الكتب العلمیه بیروت - بدایة المجتهد ج1 ص244 چاپ دار الفكر بیروت - وفیات الأعیان وأنباء أبناء الزمان ج6 ص150 دار الثقافة لبنان

ماجرای یحیی بن اكثم و این روایت :

در همین زمینه روایتی از یحیی بن اكثم نقل شده است كه جالب توجه است :

قال یحیی بن أكثم لشیخ بالبصرةبمن اقتدیت فی جواز المتعة؟ قالبعمر بن الخطاب رضی اللّه عنهقالكیفوعمر كان أشدّ الناس فیها؟ قاللأنّ الخبر الصحیح أنّه صعد المنبر فقالإنّ اللّه ورسوله قد أحلاّ لكم متعتینوإنّی محرّمهما علیكم وأعاقب علیهماقبلنا شهادته ولم نقبل تحریمه.

محاضرات الأدباء ج3 ص214

یحیی بن أكثم به یكی ا ز شیوخ در بصره گفت در جواز متعه از چه كسی تبعیت می كنی ؟ گفت از عمر . سوال كرد كه چگونه و حال آنكه عمر از سخت گیر ترین مردمان در مورد متعه بود . گفت چون روایت صحیح می گوید كه وی بالای منبر رفت و گفت خداوند و رسول وی متعه را حلال كردند و من آن را بر شما حرام می كنم و برای آن عقوبت ؛ پس ما شهادتش را ( در مورد حلیت آن از نظر خدا و رسولش) قبول كردیم اما حرام كردنش را (توسط عمر) قبول ننمودیم .





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 1396/03/8 04:00 بعد از ظهر
یعنی بیچارگی تا این حد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بجای جواب دادن به نظر دندان شکنم و هل من مبارز اونو حذفیدین خخخخخخخخخخخخخخ بیچاره ها
ایران .با ادب باش
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر